تبليغاتX
ابی
 
صدام کردی که رو خاموشی من یه دامن یاس نورانی بپاشید
 

 

خاکستری،خانه ای برای عاشقان ترانه و صدا…

بهتر بود که اول، قصه ی پیوستن را از خودمان شروع می کردیم، از یارانی

 که هر یک در خانه های کوچک خود، به دنبال رسیدن به یک هدف مشترک بودیم.

  1. هر یک از ابی و یارانش می نوشتیم، با امید شناساندن هر چه بیشتر

 هنر این هنرمندان بزرگ کشورمان به علاقه مندان واقعی ترانه. اما به یک

 باره تصمیم گرفتیم - یک تصمیم ارزشمند- که در کنار یکدیگر باشیم و

 همانطور که هدفمان یکی ست، راهمان را هم یکی کنیم و منسجم تر و

 حرفه ای تر به کار ادامه دهیم. به سادگی، با تمام همراهانمان در کنار هم

 نشستیم و سنگ هایمان را با هم وا  کندیم و حرف هایمان را زدیم و با

 سرعتی باور نکردنی، همه چیز رو به راه شد.


وب سایت خاکستری، حاصل همدلی تمام یارانی ست که نام آنها را در میان

 نویسندگان این سایت می بینید. همه ی دوستان با سخاوت و مهر، وبلاگ

 های پر سابقه و پر بیننده ی خود را رها کردند و در صف همراهان سایت

 خاکستری ایستادند. همه ی یاران با کمال میل و رغبت برای با هم بودن و با

 هم، بهتر کار کردن، چندین وبلاگ را تعطیل کردند و به سوی خاکستری

 آمدند، تاحرفه ای تر و بهتر از هنرمندان مورد علاقه مان بنویسیم. همگی ما

 بسیار امیدواریم، که به این مهم دست پیدا کنیم ... ادامهء مطالب در:

www.khaakestari.com

 

آرش و پویا

 

  نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 5:27  توسط آرش و پویا  | 
سلام به همه دوستان نازنين

گفتيم شايد ديدن اين مقاله براي شما جالب باشه

همين عكس قديمي روشن كنندهء همه چيزه

 

"دوستان اين عكس زيبا رو آرش زنگنهء عزيز لطف كردن"

..................................................................................

كنسرت ابي عزيز در دبي ديگه داره نزديك ميشه

۶فروردين سال ۱۳۸۶

هر كدوم از دوستاني كه به اين كنسرت مي روند جاي ما را هم خالي كنند و به ابي سلام برسونند 

.............................................................

اینم عکس زیبایی که دوست خوبمان احمد زحمت کشیدن و برای کنسرت ابی آماده کردن

 

ببخشید‌ شما؟؟؟؟؟ 

 

هر چه مي خواهيم خودمان را به كري و كوري و لال بودن بزنيم و در مقابل بعضي چيزها به خاطر حفظ حريم ها و احترام ها، سكوت كنيم، متاسفانه نمي شود و مدام وارد داستان هاي ناخواسته اي مي شويم و مجبور به پاسخگويي .

نخست مي خواهم در مورد تعهد يك هنرمند بنويسم، البته تا آنجايي كه دانسته ها، آموخته ها و احساس من، مرا در اين زمينه ياري مي كند. به راستي هنرمند متعهد كيست ؟ به طور دقيقتر در بحث ما آوازخوان متعهد چه كسي است ؟ به نظر من، در يك جمله، هنرمند متعهد هنرمندي ست كه هنرش را در راه مردم و مخاطبش خرج كند و سعي كند در راه رسيدن به زندگي و حيات بهتر همراه مخاطب و يك گام از وي جلوتر باشد. تعهد يك هنرمند، ريشه در وجود و تفكر او دارد و اين خصيصه را در تمامي ابعاد وجودي او مي توان مشاهده كرد. با توجه به هنرش، انتخاب آثارش، احترامش به مخاطبين و خواست هاي آنان، لباس پوشيدنش، جايگاه اجتماعي اش و نگاه سياسي و اجتماعي اش در طول سال هاي فعاليت، مي توان به تعهد و يا عدم تعهد او پي برد. اما اين تعهد در جوامع مختلف با توجه به فرهنگ و رسوم رايج در آن جامعه داراي تعريف هاي گوناگوني ست. در جامعه ي احساسي و استبداد زده ي ما نيز تعهد يك هنرمند، رنگ و بوي خاص خودش را دارد. در جامعه اي كه سال هاست در زير يوغ استبداد پياپي قرار دارد، شايد مهمترين گزينه ي اثبات تعهد يك هنرمند و يا به طور خاص يك آوازخوان، توجه او و آثارش به اتفاقات سياسي و اجتماعي درون كشور باشد. در ابعاد ديگر شايد بتوان به توجه هنرمند به مخاطب اشاره كرد، و يا توجه آوازخوان به انتخاب همكاران، توجه به برخورد با مردم و رسانه ها و مسائلي از اين دست. به طور خلاصه و بي پرده پوشي و حاشيه رفتن، مردم ما از يك آوازخوان تبعيدي خارج از كشور، انتظار دارند كه ايراني باشد و ايراني بماند، ترانه ي درست و موسيقي درست اجرا كند، در كنار آثار عاشقانه به ترانه هاي سياسي و اجتماعي نيز بپردازد، داراي وقار و منش ايراني باشد، به هوش و گوش آنها احترام بگذارد، كار مداوم انجام دهد و پشت گرمي اي باشد براي دلتنگي هاي مردم جامعه ي استبداد زده ما.

اما مطلب من، بيشتر مورد كسي ست كه اخيرا در مورد آوازخوانان متعهد اين سرزمين لب به نظردهي گشوده و به آساني ابي، اين آوازخوان ارزشمند كشورمان را از اين ليست خارج كرده است. بله، دوباره تلويزيون را روشن كردم و كسي را در اين جعبه ي جادويي ديدم كه از ترانه ي متعهد سخن مي گفت و نظريه صادر مي كرد، كه به جاي اينكه گوش تيز كنم و به صحبت هايش گوش كنم و بياموزم، لبخندي تلخ بر گوشه ي لبانم نقش بست و با جلو رفتن برنامه، آه و واويلا كشيدم براي كساني كه ترانه ي نوين ايران را نمي شناسند و به تازگي به آن روي آورده اند و به راستي "مهرداد آسماني" را "تك سوار" اين عرصه مي شمارند. و شايد با حرف هاي او تازه درك مي كنند و مي فهمند و در دل خواهند گفت : "اي واي، خوب شد مهرداد گفت كي متعهده وگرنه ما نمي فهميديم. چون متعهدا معلوم نيستن و يه تك سواري بايد باشه كه همه رو شير فهم كنه". به راستي جز خنديدن مي توان كار ديگري كرد ؟ به راستي تنها نبايد به حال معلوم الحالان لوس آنجلسي ابراز ترحم كرد ؟ به راستي نبايد گفت : واي بر آن ترانه اي كه تك سواران و بعضي اساتيدش، براي منافع شخصي، دو هفته تا يك ماهي يك مرتبه، آوازخوانان متعهد مورد نظرشان تغيير مي كند و يا حتي گاهي كه كار بالا مي گيرد، يك آوازخوان بي همتا را بي هنر مي خوانند ؟ و تا دوباره روابط كاري جوش مي خورد، غلو كردن ها و دل دادن و قلوه گرفتن ها آغاز مي شود و آوازخوان بي هنر و غير متعهد ديروز، به آوازخوان با هنر و داراي قلب تپنده براي وطن تبديل مي شود ؟ به راستي كه لقب جهان سوم هم براي ما كم است، ما را هنوز نبايد وارد گروه بندي هاي جهاني كنند، چون لياقتش را نداريم.

آقاي مهرداد آسماني كه نمي دانم چگونه و چطور شد كه پايتان به ترانه ي متعهد ايران باز شد و يك شبه، ره صد ساله رفتيد و با كارنامه اي پربار از ترانه هاي بي ارزش براي خودتان و آوازخوانان زنده به عشق قر و خواندن كودكانه هاي بي هويت، ناگهان تك سوار ترانه ي نوين ايران شديد و نظريه پرداز براي تشخيص تعهد و يا عدم تعهد يك هنرمند. نازنين هنوز بازه ي سني شما، به شما اجازه نمي دهد كه در مورد تعهد آوازخواني كه به اندازه ي سن شما ترانه ي درست خوانده است، اظهار نظر كنيد. هنوز تا ايرج جنتي عطايي و اردلان سرفراز و شهيار قنبري و فريد زلاند و اسفنديار منفرد زاده و سياوش قميشي و محمد اوشال و ناصر چشم آذر و منوچهر چشم آذر و آندرانيك و ... سايه شان بر سر ترانه وجود دارد، شما به هيچ وجه صلاحيت نداريد در اين زمينه صحبت كنيد. هنوز با تمام اختلافاتي كه شايد ابي با تني چند از اين هنرمندان بزرگ داشته باشد، كسي به خودش اين جسارت را نمي دهد كه سي و پنج سال پيشينه ي درخشان كارنامه ي ابي را زير سوال ببرد و او را غير متعهد بخواند، شما كه با اين پيشينه كاري، به هيچ وجه نمي توانيد و در اندازه اي نيستيد كه وارد اين ميدان شويد. بارها براي شما و بسياري از دوستانتان كه داراي فراموشي و كورحقيقتي هستند و يك شبه رنگ عوض مي كنند و حقيقت را پايمال مي كنند گفته ام، شما كه ابي را متعهد نمي دانيد، چهل اثر ايرج جنتي عطايي، سي ترانه ي اردلان سرفراز، بيش از چهل اثر فريد زلاند، بيش از سي اثر سياوش قميشي و بيش از ده اثر بابك بيات و چندين و چند اثر از واروژان، شهيار قنبري، زويا زاكاريان، منوچهر چشم آذر، مسعود هوشمند، منصور تهراني، اسفنديار منفرد زاده و ... را غير متعهد مي خوانيد . به راستي شما عزيز تازه از راه رسيده، در حد و اندازه و صلاحيتي هستيد كه در حدود بيش از صد اثر بزرگترين و مطرحترين آهنگسازان و ترانه سرايان اين خاك را غير متعهد بخوانيد ؟ به راستي خوشا به حال فرداي ترانه ي ما با حضور اين جوانان متعهد و پيشينه شناس و دانا !

آقاي آسماني، بسيار دوست مي داشتم كه خانم گوگوش از ايران خارج نمي شد و شانس در خانه تان را نمي زد و كارتان به بزرگان نمي افتاد و دوستان دستتان را نمي گرفتند، و همچنان انتخاب آثارتان  به دريافت و برداشت و سليقه ي خودتان سپرده مي شد، آنگاه به وضوح مي ديديم كه شما اصلا فرق ترانه ي خوب و بد را دريافت مي كرديد ؟ يا همچنان چادر ننداز سرت و پشت توپخونه لاله زاره را اجرا مي كرديد و دغدغه تان قر غليظ تر بود و عشوه ي تميزتر ؟ شما متاسفانه دير رسيديد و زود مي خواهيد برويد. من به جاي شما بودم، اندكي صبر مي كردم تا سن ترانه هاي تا حدودي استخوان دارم به پنج سال برسد و ببينم كه آيا همين كارهاي مطرح به لطف ترانه هاي خوب و صداي زيباي ديگران، در خاطر مردم مي ماند، بعد مي نشستم و تعهد خواننده ي گل سرخ و خليج فارس و پيچك و شب زده و كوه يخ و درخت و عطر تو و ده ها ترانه ي بيدار اين سرزمين را كتمان مي كردم.

به راستي چه بايد كرد ؟ چه بايد كرد تا عده اي به اصطلاح هنرمند بياموزند كه به شعور مردم و ميليون ها هوادار يك هنرمند احترام بگذارند ؟ چه بايد كرد تا تلويزيون هاي بيمار لوس آنجلس ياد بگيرند كه تلويزيون مغازه نيست تا براي گرفتن يك تبليغ بوتيك و يك كنسرت، و سر زبان افتادن چهار روزه ي نام تلويزيونشان، اعصاب و شعور ميليون ها بيننده را به تمسخر و بازي نگيرند ؟ به راستي چه بايد كرد كه جوانان تازه از راه رسيده بفهمند كه همين كلمه ي "تعهد" در ترانه را، شما از كارنامه ي ابي و امثال او آموختيد و امروز با بي شرمي انكارش مي كنيد ؟ چه بايد كرد كه مجريان تلويزيون هاي لوس آنجلس كه هنوز فرق ترانه ي درخت را با مريم گل ناز منه نمي فهمند، به خود اجازه ندهند كه در مورد ترانه ي متعهد ايران سوال بپرسند و بحث راه بياندازند، آن هم از كسي كه او هم فكر نمي كنم يك بار ترانه هاي درست اين سرزمين را دوره كرده باشد، اما امروز مدعي ست و منكر حقيقت !

آقاي مهرداد آسماني و باقي هنرمنداني كه تا همكاريتان با ابي قطع و كمرنگ مي شود، دو دستي با تبر بر ريشه ي او و هنرش مي كوبيد و امروز كم هم نيستيد و در حسرت همكاري با او مي سوزيد تا مطرحتر شويد، به قول ايرج جنتي عطايي نازنين: "درخت پير تن من، دوباره سبز مي شود/ هر چه تبر زدي مرا، زخم نشد، جوانه شد" ابي نازنين با تكيه بر هنر و اعتقادش به مردم و هوادارنش، و با دقت و توجهي خاص در انتخاب ترانه و موسيقي براي آثارش، امروز مطرح ترين آوازخوان ايراني در غربت است، چه شما بخواهيد و چه نخواهيد، چه او را متعهد بدانيد و چه ندانيد. ابي فصل به فصل و آلبوم به آلبوم، تعهد و عشقش را در هر ترانه به مردم داخل ايران و تمامي غربت نشينان تقديم مي كند. ابي بر خلاف عده اي كه ترانه ي خوب را فراموش كرده اند، امروز بهترين پرمغزترين ترانه هاي ايرج جنتي عطايي، اسطوره ي ترانه ايران را مي خواند. او امروز سياسي ترين و اجتماعي ترين و مردمي ترين آثار را اجرا مي كند. بر خلاف بعضي ها كه هوادار گريزند، در پايان هر كنسرت دو برابر وقت كنسرت را با مردم مي گذارند. بر خلاف خيلي ها كه هيچ چيز نيستند، اما خدا را بندگي نمي كنند، ابي همچنان همان ابي مهربان و مردمي و خونگرم باقي مانده است. بر خلاف خيلي ها كه در پاركينگ ها و زيرزمين ها و ديسكوها و عروسي ها مي خوانند و مدعي هستند، ابي سال هاست كه در سالن هاي مطرح جهان مي خواند. ابي بر خلاف بسياري كه ايراني بودن را فراموش كرده اند، بيست و هشت سال است كه حتي يك ترانه ي غير ايراني اجرا نكرده و فخيم ترين كلام  در ترانه را به هموطنانش هديه داده است. به راستي تعهد يك هنرمند چه عوامل و فاكتورهايي بايد داشته باشد كه ابي آنها را در حد اعلا نداشته باشد ؟

آقاي آسماني، متعهد بودن ابي را مردم و هوادارنش تعيين مي كنند، نه عده اي مغرض و حسود. تعهد ابي را تاريخ ترانه ي ايران نشان مي دهد و ماندگاري آثارش در چهار دهه، نه حرف هاي كودكانه و عوام فريبانه ي شما. مطمئن باشيد كودكان فرداي ايران كه امروز در چهار يا پنج سالگي، ترانه ي درخت را زمزمه مي كنند، فردا از شما در مورد تعهد ابي نخواهند پرسيد، همانطور كه ما نپرسيديم و نخواهيم پرسيد، مگر آن روز كه حقيقت را بگوييد .

پویان

     ............................................................................................................................... 

  سلام به همهء دوستان

آرش زنگنه؛بعد از اینکه شاهد این همه علاقه هواداران نسبت به آثار قدیمی و ناب ابی بودند،بعد از کسب اجازه از ابی،ایشان تصمیم گرفتن تمامی آرشیو بی نظیر خودشان را که بیش از 15/16 سال زحمت و حقیقتاً خون دل خوردن تهیه کرده بودند در اختیار من و آرش بگذارند تا ما هم به این شکل به شما عزیزان تقدیم کنیم.

 

و این هم پیام وحرف دل آرش زنگنهء عزیز به همهء عاشقان ابی در تمام دنیا:

َّ« با سلام به همهء عزیزانم.

رفقای نازنین تک تک این آهنگها را با گذشتن از هفت خوان توانستم بدست بیاورم و بسیار هم به این آثار علاقه دارم.

امروز این افتخار نصیب من شد تا آرشیوم را به عنوان پیشکشی تقدیم کنم به این همه عشق صادق شما نسبت به ابی.

امیدوارم توانسته باشم به محبتهای بی کران میلیونها عاشق به نوعی پاسخ داده باشم»

 

تشکر بسیار بسیار از دوست نازنینمان آرش زنگنه.

 ---» این هم لیست آلبوم بی بام:

                                                 * تهمت  

     * دلتنگی

   * خونه

               * کتاب سوخته 

   * نوروز

                  * بر فراز آسمانها

                 *   دکلمه طپش

                               *  دکلمه هزار و یک شب 

              * دوست دارم

                * what is love

                                 * un chain my heart         

                  

آرش و پویا

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 2:45  توسط آرش و پویا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM