تبليغاتX
ابی
 
صدام کردی که رو خاموشی من یه دامن یاس نورانی بپاشید
 

 

                                                                   

                             

                     

                      برای دانلود مصاحبه پایین را کلیک کنید

 

                                     Download   

 

متن مصاحبه:

 

آرش: بسیار خوشحالم از اینکه امروز دارم این مصاحبه رو با شما آقای آواکیان انجام میدم و قبل از هر چیزدر مورده آلبوم ابی عزيز به شما تبریک میگم،بسیار بسيار عالی و حرفه ای بود.

 

شوبرت: مرسی آرش جان  من هم به نوبه ي خودم خیلی خوشحالم که این شانس رو دارم که با طرفداران ابی عزیزکه روی  وبلاگ شما "Mrsong" میان و ویزیت  می کنن، این صحبت روبکنم و ممونم از شما که وقت گذاشتید که با من صحبت کنید.

 

آرش: خیلی ممنون. مرسی.

سؤال اولم اینه که از چه موقعه ای با آقاي ابی آشنا شدید و  با ایشون کار کردید به صورت کلی؟

 

شوبرت: آشنائی ما از قبل بود یعنی حدودهشت یا هفت سال پیش ولی سه سال پیش بود توی آلمان هنگامی که کنسرت داشتم،ابی  رو در هتل دیدم شبونه وقتی که کنسرتش تموم شده بود و از من خواست که ما یک همکاری رو شروع  کنیم برای یک دونه آهنگ که همون پروانه ای در مشت بود و بعد از اون افتخارش نصیب من شد چون اون آهنگ رو فکر کنم پیش سه چهار نفر دیگه از دوستان داشتند ولی نپسندیده بودن آهنگ رو بعد ازاینکه آهنگی رو که من ساخته بودم رو شنیدند خدا رو شکر پسندیدند و خوششون اومد شروع به همکاری بیشتری کردیم که رسیدیم به همه ي آلبوم.

 

آرش: میتونم بپرسم اون افراد چه کسانی بودند؟

 

شوبرت: به من ابی گفتند که پروانه ای در مشت پیش آقای آندرانیک بوده پیش آقای فريد زلاند و آقای سیاوش قمیشی.

 

 

آرش: بالاخره شما لیاقتش رو داشتی و نصیب شما شد اين آلبوم.

 

شوبرت: افتخاری بود واقعاً

 

آرش: آیا ابی جزو خواننده های محبوب شما بود قبلاً

 

شوبرت: صد در صد،درجه یکه

 

آرش: حالاچطور؟

 

شوبرت: حالا هم همون و بیشترهم شده

 

آرش: شوبرت جان خودت خوب میدونی که کار کردن با ابی به همین راحتیا نیست با توجه به وسواسی که ابی نسبت به اهنگها و شعرها داره ، سخت گیریهای ابی در حسرت پرواز چگونه یود؟

 

شوبرت: والا حقیقتش شنیده بودم که ابی خیلی سخت گیره ولی من شاید این شانس رو داشتم که من رو خیلی راحت گذاشت و سخت گیری بیشتر روی کلام داشت که  بیشتر کلام زویا که بتونیم بیشتر در مسیر کارهای ابی باشه از لحاظ تنظیم وملودی،خوشبختانه من خوش بخت بودم که ابی هر چیزی رو که میزدم براش تقریباً می پسندید نود درصد میتونم بگم می پسندید ویه جاهائی رو مثلاً مشکل داشتیم که مثلاً شروع آهنگها رو چیکار بکنیم کجا ها رو تکرار بکنیم یا نه که نظرهای خودش هم بسیار نظرهای خوبی بود و بی نهایت لذت بردم از کار کردن با ابی،بی نهایت.

 

آرش: پس شما رو خسته نکرد؟

 

شوبرت: اصلاً و رازیم ده تا آلبوم دیگه با ابی کار کنم،چون بسیار آدم خوب و خوش اخلاق  و   خوش مشرب و محترم و احترام آهنگساز رو خیلی داره و زمان من زمان خیلی بدی بود برای اینکه همین الان هم که دارم با شما صحبت میکنم در لاس وگاس هستم ویک سال و نیمه که من کاری گرفتم اینجاکه تویه یک پروداکشن امریکائی دارم کار میکنم و کار موزیک می کنم اینه که آخرای هفته وقت داشتم برای ابی و بسیار با من این آدم کنار آمد با وقت من و حتی یه بارهم گفته بود که برای ضبط و اینا اگر مشکلی هست من می تونم بیام لاس وگاس پیش تو هر جا که خواستی اونجا کارای ضبط رو ادامه بدیم؛که واقعاً من تشکر می کنم ازش بخاطره تحملی که داشت ایشون با من (همراه با خنده)

 

آرش: آيا در این آلبوم ابي تصميم مي گرفت كه مثلاً کجای آهنگ رو با نت بالا برین و کجا رو با نت پائین یا نه شما خودتون طبق همون آهنگسازی که داشتید این کارهارو انجام می دهید؟

 

شوبرت: نه اصلاً،تصمیمات آهنگسازی نود و پنج درصدش با من بود فقط اون پنج درصد جاهائی که مثلاً اتفاقاً ابی به من می گفت این چیزی که گذاشتی قشنگه و دوبار تکرار کن مثلاً، یا وقتی که آهنگ داره تموم میشه بزار یه بار دیگه من این خط رو تکرار کنم.نظراش بسیار هم نظرهای قشنگی بود ولی خوشبختانه مخالفتی نداشتیم از لحاظ سلیقه.

 

آرش: درسته که میگن آلبوم اول قرار بوده با آقای قمیشی باشه؟

 

شوبرت: بله آلبوم مال آقای قمیشی قرار بود باشه ولی بعد از شب نیلوفری و اختلافاتی که پیدا کردن با آقای قمیشی و کارهائی رو که در شب نیلوفری انجام شد،اگر سی دی اش رو هم نمیدونم کاور به دست شما میرسه یا نه، خونده باشین من کارها رو آخر سر جمع آوری کردم برای ابی برای اینکه سیاوش قمیشی دیگه توی ضبطها نمی اومد و حوصله ي آهنگسازی برای ابی نداشت،من نمیدونم چرا؟! ولی به من ربطی نداشت که بپرسم نه از ابی نه از سیاوش جان،هر دوشون هم رفیقای منن ولی میدونم که سیاوش کاری رو که قبلاً میکرد نمیکرد برای ابی و شب نیلوفری یه جوری شد که ابی تصمیم گرفت کارش رو بخاطر سیاوش عقب نندازه و چون اون اشتیاق رو دیگه نمیدید.

 

آرش: شما برای خواننده های زيادي  کار کردید آهنگسازي كرديد تنظيم كرديد، آیا آهنگسازی حسرت پروار با بقیه فرق داشت؟

 

شوبرت: خوب خیلی فرق داشت برای اینکه صدای ابی اونقدر پروازش بلنده و رنج بزرگی داره که من شیطونیهای خودم رو میتونم تو ملودی بکنم، ولی با خواننده های دیگه اوناهم هر گل یه بوئی داره واسه خودشون اونها هم حرفه ای هستن و درست کار رو انجام میدن ولی خوب صدای ابی مثل ابزار بیشتری است برای کسی که می خواد یه چیزی رو بسازه خوب دستش بازتره.

 

آرش: آلبوم حسرت پرواز چه تأثیری در زندگی شما داشته؟

 

شوبرت: فعلاً تأثیرش همون فیل بک خیلی خوبی بوده به قول امریکائیها، لطفي که مردم به من داشتند و همین طرفداران عزیزه ابی که تقریبا ًشما هم با اونها سروکار دارین  از تمام نقاط دنیا چیزی حدود دویستا ایمیل فقط روزانه میگیرم که صد وپنجاه تاش مربوط به حسرت پرواز و بی نهایت هم از همشون تشکر میکنم بخاطر تمام این لطف وتعریفا و این تشویقائی که از من کردن. این خودش برای من میلیونها ارزش داشت وامیدوارم که دوباره تکرار بشه و حتماً این افتخار رو داشته باشم که با ابی کار کنم.

 

آرش: خواهش میکنم،شما لیاقت این کار رو داشتید.  اگه قرار باشه صدای ابی رو تعریف کنید چی میگید؟

 

شوبرت: صدای ابی والا چهار پنج جور مختلف میشه ازش تعریف کرد:

برای بیان کردن نگرانی خیلی حالتاش درسته، برای فریاد وحالت شعار دادن تو یه آهنگ بسیار«با تأکید زیاد» قدرت خوبی داره، برای عاشقونه خوندن بسیار احساس خوبی داره ابی، پرشهایی که توی موزیک معمولاً آهنگسازا باید بکنن و نمی کنن و البته شاید همه شانس این و نداشتند که خواننده ای مثل ابی دستشون باشه،این پروازها رو بسیار خوب انجام میده و بسیار آدم راحتی برای کار کردن هیچ مشکلی نداره که یه جوونی مثل من بیاد باهاش صحبت کنه بگه ابی جان اینجا رو اینجوری بخون هیچ مسئله ای نداره که بگه من ابی ام مثلاً من میدونم چجوری بخونم و اینا اصلاً مخالفتی نمی کنه و یک آدم خیلی راحتی و خیلی هم حرفه ای عمل می کنه تا آخر آلبوم هم تمام تغیراتی که من میدادم رو به خوبی می پذیرفت و خیلی هم متوجه بود که من رازی باشم از اجرا که بی نهایت هم رازی بودم.

 

آرش: هشتا ترانه در این آلبوم و هفت نوع سبک،درست میگم؟

 

شوبرت: سبکای بسیاری ولی نشمردم خدا وکیلی

 

آرش: ولی سبکای زیادی درسته؟

 

شوبرت: درسته

 

آرش: این کار از پس هر خواننده ای بر میاد و پس هر آهنگسازی هم بر میاد؟

 

 

شوبرت: نه«با کمی تعمل اما بسیار قاطع» بر نمیاد برای اینکه خواننده ها وقتی که می خوان اجرا بکنن آهنگارو؛ سعی میکنن آهنگ رو یه جوری انعطافش بدن سٌرش بدن به سبک خودشون ولی ابی اونقدر قادر هست که به سبکهای مختلف بخونه وهمینجور که گفتم بیان این اشعار که از استاد جنتی عطائی و خانم زویا زاکاریان بود کار آسونی نیست.

 

آرش: به عنوان یک آهنگساز ابی رو چقدر قبول داری؟هم از نظر شخصیت و هم از نظر صدا؟

 

شوبرت: صدو بیست درصد«همراه با خنده»

 

آرش: تا چه نت صدائی با ابی در این آلبوم تمرین کردید؟

 

شوبرت: والا میدونم که ایشون یه جورایی نتهای لا ديز رو خیلی راحت می خونن،الان خیلی حضور ذهن ندارم که بدونم دقیقاً چقدر بالاتر میرن ولی یادم که وقتی که آهنگا رو مینوشتیم نتی که یک پرده و نیم / دوپرده،از رنج صدائی مرد بالاتره ایشون به راحتی اجرا میکردن و از پائین هم که می خواستن بگیرن مثل شروع  پروانه ای در مشت یا صدام کردی،خیلی قسمت پائینش خیلی سخته راحت اجرا می کردن.     «با تعجب و تأکید زیاد»:

من اینو متوجه شدم که بچه های طرفدارای ابی عزیز،ابی رو تویه قدرت صدا فقط برای بالا خوندن خیلی

دوسش دارن ولی پائین خوندن تویه آهنگها به ندرت دیده میشه که درست اجرا بشه و خیلی هم کار سختیه شما خیلی پائین رو درست بخونی و همینطور خیلی بالا رو هم درست بخونی؛ واقعاً همون قدر که بالا خونی ارزش داره که یه کسی بتونه اونقدر بالا بخونه که فریادها رو برسونه،پائین هم همون اندازه ارزش داره برای آهنگساز که خوانندش بتونه این رو اجرا بکنه.

 

آرش: برخی اعتقاد دارن که ابی ترانه هایی رو که در قدیم خونده دوباره اجرا کنه،صحبت این کاراول بود یا نه ابي چنين اعتقادي رو نداره؟

 

 

شوبرت: ببین یک بار یه همچین صحبتی شد اتفاقاً با من هم شد این صحبت ولی من فکر میکنم پیشنهاد بدی نیست این کار رو کردن به خاطر اینکه هم نوآوری میشه برای جوانهایی که بعد از انقلاب یا بعد از دوره ي ابی با ابی آشنا شدن وطرفدارش شدن،اینکه میتونه خیلی  کمک کرده باشه به شنیدن اون پیغامها توسط آهنگسازها و ترانه سراهایی که اون موقع با ابی کار کردن وبسیار هم خوب کار کردن،الان موقعیتی میشه برای نسل جوان ما تا اون کارها رو دوباره بشنوند ولی مخالف این هستم که نوع تنظیمها عوض بشه، یعنی دوست دارم که ضبطها بهتر بشه با تکنیکهای جدید ولی دوست ندارم یه تنظیم متفاوتی روی این آهنگها بشنوم یا دوست ندارم آهنگ خلیج رو با یه ملودی دیگه بشنوم و اینو موافق نیستم باهاش.

 

آرش: ابی در چندین مصاحبش گفته می خواد خودش رو بازنشست  به نظر شما این اتفاق میافته بعد از ارائه ي آلبوم بعدی؟

 

شوبرت: والا این صحبت هست و من هم شنیدم موقعه ای  که تو استدیو صبت میکردم خودشون و خانومشون بسیار خسته و یه جورائی دلچرکین هستن از مارکت هنری و احتمالشم زیاد یه همچین کاری  رو بکنن ولی به نظر من نباید بکنن و به نظر من یه خواننده موقعه ای زندست و واقعاً روحش شاده که می خونه فکر نمیکنم صد درصد ِ صد درصد ابی فراموش کنه این حالت بیزینس کردن رو ولی فکر میکنم مثلاً سالی یکی دوتا کنسرت داشته باشه جای سی کنسرت مثلاً.

 

آرش: از کمپانی آونگ که این آلبوم ناقص رو وارده  بازار ایران کرده میتونی چیزی بگی؟

 

شوبرت: والا من تویه سایتهای مختلفی مصاحبه شد،اوایل فکر میکردم این کار رو آونگ کرده ولی الان میتونم بگم که شصت یا پنجاه درصد شده اون احتمال وفکر میکنم آدمهایی توی زندگی ابی بودن و هستن که بالاخره سهل انگاری کردن و تویه خصوصی نگه داری این سی دی ها،یعنی دوستانی که میومدن و مطمئنم که سعی کردن که این سی دی رو خصوصی نگه دارن ولی بالاخره اگرسی دی بوده که ابی مثلاً یادش رفته تو ماشینشون مونده امکان داره که یک دوست دیگری یا بهتره بگیم نا دوست دیگری این سی دی رو مثلاً  برداشته واینو پخش کرده من سی دی رو به چهار پنج نفر بخاطر اینکه ابی از من خواست سی دی رو دادم، موقعه ای  که اصلاً کامل نشده بود وسازها اصلاً قرار نبود اینجوری باشه؛من نوع کارم با سایر دوستان کمی فرق میکنه،من اول یه موریک خیلی،خیلی خیلی پیش پا افتاده بیست در صد درست میکنم، صدای خواننده رو ضبط میکنم برای اولین بارضبط میکنم تا خواننده تو مدتی که من دارم آهنگ رو تكميل میکنم خودشم با این آهنگا زندگی کنه چون اعتقاد دارم که خواننده ها هر چه بیشتر با اینا زندگی کنن بیانشون راحت تر میشه و خودشونم بیشتر توی رگ و ریششون میره این اشعارو این آهنگ جدید پس بالطب بهترهم اجراش میکنن.ما تو این فکری  که کپی ها رو دادیم به چهار/ پنج  نفر که آونگ هم یکیش بود،دوستان دیگه ای هم بودن هنوز ابی باهاشون نشست و برخواستی داره رفیق هستن و اینا یه چهل درصدی امکان داره سهل انگاری این دوستان بوده نه اینکه مخصوصاً خواسته باشن این کار رو کرده باشن ولی زیاد محطاط و مواظب نبودن برای نگه داری این سی دی ها که خیلی خصوصی بود و موقعه ای که این سی دی ناقص اومد بیرون خوده ابی از اسپانیا زنگ زدو خبر پخش این سی دی ها رو در ایران داد خودش هم از من معذرت خواست چون من از اول مخالف دادن سی دی ها به اون دوستان عزیز بودم و ابی خودش گفت که یادمه که تو به من همیشه میگفتی

سی دی ها رو نده اینا هنوز تکمیل نشده، ولی خب هر کسی که ابی رو میشناسه و اگه من رو نشناسه هم مسئله ای نیست ولی هر کی کار ابی رو میشناسه اولین باری که این آهنگا رو گوش بده میدونه که این سی دی تمرینی.حالاهر نامردی که خواسته از این مسئله سوء استفاده بکنه مثلاً فکر کنیم که کرده؛به جایی نرسیده.

اصلاً این سی دی بیشتر هم تبلیغ شد و بیشتر هم صحبت شد راجع به اش و همین جریان باعث شد که اونهائی هم که شاید طرفدار ابی هم نبودن برن بشنون و ببینن چیه این سی دی که اینجوری در اومده و بعد برن جدید رو هم بگیرن که همیجور هم شد وگفتم اونائی که طرفدار ابی هستند میدونن این سی دی اصلاً اگرمن هم بگیم سواد این کار رو نداشتم که کار خوب انجام بدم که بالاخره ابی که داشت که،یه همچین سی دی اصلاً نمیومد بیرون که به عنوان فاینل سی دی باشه ولی اتفاقی بود که افتاد و شاید هم درسی شد برای ما که دیگه این سی دی ها بین خواننده و آهنگساز بمونه.

 

 

آرش: حالا شوبرت جان اگه اجازه بدی میریم سراغ آهنگها.آخرین گام صدا چه گامی بود و کدوم آهنگ؟

 

 

شوبرت: اُه،خیلی سؤال سختی کردین من خیلی آهنگ کار میکنم تو استدیو وپشت سر هم اصلاً حضور ذهن ندارم اما میدونم که صدام کردی و پروانه ای در مشت آهنگهای بسیار سختی برای اجرا بودن با اینکه موقع شنیدن خیلی راحت به نظر میاد،اتفاقاً این حرفی بود که ابی دیدم در مصاحبه ي آمریکاش گفته و به من گفت و به دوستان خواننده هم گفته بود که به گوش من رسید و خیلی برام جالب بود که ابی گفت: آهنگهایی که شوبرت میسازه موقعی که خودش با پیانو میزنه و میخونه به نظر خیلی ساده میان برای اجرا و ملودیش رو راحت میتونی حفظ بکنی ولی زمانی که میای اجراش بکنی میبینی که همچینم ساده نبود اتفتقاً همین حرکتهای خیلی کوچولوئی که شیرین به نظرمیان برای اجرا کمی وقت میبره که خوشبختانه ابی انقدر قادر بود که اصلاً مسئله ای نداشتیم  ولی میدونم که پروانه ای در مشت و صدام کردی مخصوصاً در اوج یه ذره کار بیشتری برد.

 

آرش: چرا از ریتم شش وهشت ( 6/8 ) استفاده کردید؟

 

شوبرت: ریتم شیش وهشت واقعاً یه بلائی شده برای فرهنگ ایرونی ها و دوست دارم کمی توضیح بدم ریتم  شیش وهشت یکی از زیباترین ریتمهایی که در دنیا ساخته شده و اولاً شیش وهشت اصلاً ایرانی نیست و یک ریتم آفریقایی ایرونیا اینو به ثبت رسوندن به اسم خودشون،ولی اولین ریتما رو آفریقاییها ساختند و بسیار بسیار قابل احترام برای تمام آهنگسازای دنیا اگر باهاشون صحبت کنی با بهترین استادان دانشگاه های موسیقی اینجا،ریتم شیش وهشت رو بسیار ریتم سخت وخیلی هم قابل احترام میدونن. ریتم شیش وهشت چون که فقط متری که به آهنگ میدی یعنی اندازش اسمش هست شیش وهشت این دال بر این نیست که آهنگ باید بنداز بالا و خیلی رقصی و قری باشه؛بچه ها تا میگی ریتم شیش وهشت منظورشون باباکرمه،منظورشون آهنگای شیش وهشت لس آنجلسی که میاد بیرون و مثلاً ترانه های خیلی چرت و بی ارزشی داره.دقیقاً مثل اینکه شما به من بگید شوبرت چه ماشینی ماشین خوبی و من به شما بگم ماشین شیش متری؟؟!!خب ماشین شیش متری که اصلاً چیزی رو توضیح نمیدهنوز،ماشین کجائی چه موتوری داره چند سیلندر حجم موتور چیه واینها همش دلیل که این ماشین رو ماشین میکنه یا نه،با ارزش میکنه یا بی ارزش.6/8 یه شماره ای  برای شمردن هر میزان تو یه آهنگ،آهنگ شیش وهشت اصلاً چیزی رو توضیح نمیده؛شما اگه متوجه باشی هر کی توی فرهنگ ما و توی کشور ما صحبت از شش وهشت میکنه انگار قبلاً میدونن این چه آهنگی اصلاً ربطی نداره به این جریان.

شش وهشت فقط متر این آهنگه. مثلاً آهنگ چهار چهار،حالا شما میدونی يه آهنگ چهار چهار

آهنگ قشنگی یا نه؟ هزار تا چهار چهار براتون می خونم که مبتذل تر از شیش وهشتهاست.«دوستان فکر کنم منظور شوبرت عزیز کاملاً درست و مشخص بود.درآلبوم 20 ، دو خواننده ي  جوان، از این ریتم چهار چهار نیز استفاده شده است»

ولی اصلاً ریتم شیش وهشت   و چهار چهار  و  سه چهار  و  دو چهار،اصلاً هیچ چیزی رو نمی رسونه؛

اون کلام و اون آهنگ معنی رو میرسونه و پیعام رو میرسونه.اگر پیغام عاشقانست یا سیاسی اجتماعی یا یک حالتی رو بیان میکنه که با ارزشه،پس کار رو کرده و اصلاً ربطی به شیش وهشت نداره.حالا یکسری دوست دارن شیش وهشت رو فقط باهاش قر بدن میرن یه ترانه میخرن که مربوط به رقص و خوشی کردن و خوشحال کردن مردم توی عروسیهاست،من از شما میپرسم شما خبر دارین که داریوش آهنگ شیش وهشت خونده تا حالا یا نه؟

 

آرش: من فکر میکنم  شش و هشتاشون  Slow Rock هستش «آروم شدهء ریتم» است؟

 

شوبرت: کدومش؟

 

آرش: مثلاً مثل آهنگ چشم من، 90% آهنگای آقای داریوش شیش وهشت Slow Rock هستش.

 

شوبرت: ولی شیش وهشت دیگه؟

 

آرش: بله درسته شیش وهشته

 

شوبرت: چه فرق میکنه ما الان داریم راجع به سرعت حرف میزنیم  ولی نمیدونم اسم آهنگارو من حضور ذهن ندارم ولی آهنگی که میگفت آهای مردم دنیا این شیش وهشتِ  و بسیار بسیار آهنگایی داریم که خیلی خنده داره برای من که وقتی از شیش وهشت حرف میزنن هیچی نشده این مهر باطل رو رو آهنگ میزنن ومیگن این خواننده اصلاً نبایست شیش وهشت میخوند.اصلاً این چیزا نیست،اتفاقاً زیبا ترین شیش وهشتها رو خوده ابی خونده زیباترین شیش وهشتها رو مثل مداد رنگی مثل تو ای بال وپر من رفیق سفر من مثل خانم گل مثل قاصد اصلاً اسم آهنگ برای من ، ودوست دارم دوستانم هم بدونن که اصلاً ملاک نیست اسم آهنگ.

 

آرش: میتونید بگید آهنگ من اگه خدا بودم رو از دست کدوم خواننده گرفتید؟

 

شوبرت: این آهنگ ترانش رو خانم زویا فروخته بودن به دوستی به نام  بیژن آریا که آلبومش فکر کنم تا سه چهار ماه دیگه بیاد به بازار و ایشون چون سه چهار تا کار پیش من داشتند وداشتند ضبط میکردند و من هم زمان ضبط کارهای ابی بود،وقتی که این ترانه رو زویا برای من خوند گفتم این ترانه صاحب داره یا من میتونم بردارم برای ابی؟ گفتند که من اینو دیروز فروختم و من هم خیلی متأسر شدم،چون که عاشقانه با تمام وجودم این شعر رو دوست دارم وخیلی هم موافق این بودم که ابی یه همچین کاری بخونه بخاطرپیغامش و بخاطر نوعی که ابی در مورده دنیا فکر میکنه و من هم دقیقاً همون فکرها رو دارم.پس خیلی برای من مهم بود که به ابی این خبر رو برسونم با زویا صحبت بکنه و بتونم بیژن جان رو رازی بکنن که بتونیم من اگه خدا بودم رو برای ابی بگیریم و ابی این رو اجرا کنه که خوشبختانه موفق هم شدیم و ابی این کار رو تونست انجام بده با زویا صحبت کرد،خوده بیژن آریا رو دعوت کردیم به استودیو ازش خواهش کردیم که اگر ممکنه و خوشبختانه خوده بیژن هم طرفدار پر و پا قرص ابی بود که بسیار آقایی کرد و تو سی دی هم اگه متوجه باشید ابی تشکر کرده از ایشون و واقعاً از خود گذشتگی که یه آهنگی رو که خودت هم پول دادی خریدی و دوست هم داری خوانندش باشی اینو بدی به یه همکار دیگه،واقعاً فکر میکنم خیلی بزرگی کرد بیژن.

 

 

آرش: میشه بگید که ساختن کدوم آهنگ وقت شما رو از همه بیشتر گرفت و برای شما از همه سخت تر بود؟

 

شوبرت: بانوی خاوری

 

آرش: حسرت پرواز چه تأثیری بر خوده شما گذاشت، تجربه های کاریتون؟

 

شوبرت: «یک آه جالب ولی بسیار کم» بسیار تجربه ي شیرین وخوبی بود چون که همونجور که گفتم اسیر و دربند هیچ استايل « سبك » خاصی نبودم که بخوام فکر کنم مثلاً خواننده نمیتونه اجرا بکنه یا اینکه مثلاً نگران باشم که اوخ الان باید مثلاً ترانه هایی رو بگیریم که مردم بفهمند و رازی باشن بالاخره مردمی بودن ترانه هم مهم برای یه آهنگساز که چه ترانه ای رو دوست داره روش کار کنه که مردم اینو زود بپذیرن.خوش بختانه شنونده های ابی شنونده های بسیار عاقل وسطح بالایی هستند،ترانه های ایرج اصلاً ترانه های آسونی برای درک کردن فهمیدنش ترانه های آسونی نیستن اینه که من خیالم راحت بود که دارم با یه جماعتی روبه رو هستم و با یه شنونده هایی روبروم که فهم این کار هارو خواهند داشت که خوش بختانه تا اینجا خودم اصلاً شوکه شدم از جوابی که من دارم از این آلبوم میگیرم،واقعاً در شاک هستم که این بچه ها چقدر لطف دارن و مردمی که به من زنگ میزنن یا ایمیلی میزنن ویا منو میبینن ودر حضور به من میگن من شاک شدم که چقدر دلهای خیلی کوچولوئی رو اینا توجه کردن که مثلاً در آهنگ صدام کردی موقعی که از نوروغزل زیبا شدم باز رو من زیرش رو با آکاردئون چه کارا کردم و این خیل منو خوشحال میکنه که شنوده های ما،از نوع شنونده های رقص و اینا نیستن و واقعاً کسایی هستن که به این نکات ارزش میدن  و آهنگ رو واقعاً تجزیه و تحلیل میکنن بعد گوش میدن، واقعاً در شاکم و در مات موندم که شنونده های ابی چقدر روحیه خوبی به من دادن برای حسرت پرواز

 

 

آرش: آهنگ صدام کردی وقتی دوباره برای  بار آخر ابی عزيز میگه صدام کردی صدام کردی نگو نه،آیا این رو بهش میگن مودلاسیون؟

 

شوبرت: بله. مودلاسیون اسم لاتینش، اسم ایتالیایی یا فرانسویا میگن مودلاسیون به انگلیسی میشه ماجلِیشن که حرف مودلاسیون وقتی که شما ازهارمونیهایی استفاده میکنی که مترادف هستند با گامی که شما توش هستی و بتونی با یک مانور خیلی شیرینی گام رو عوض بکنی که شنونده زده نشه از اون تغییری که شما دادی بالاخره گام آهنگ عوض شده،شنونده نباید شک بشه فقط باید به راحتی این رو بپذیره و شما اگر این رو خوب انجام بدی بسیار کار حرفه ای  و دلنشینی میشه.معمولاً آهنگهایی رو که  ترانه ي بسیار درازی داره ،من فکر میکنم به عنوان آهنگساز،حالا خدا میدونه شایدم اشتباه میکنم؛ سلیقه ي من و تجربهء من به من میگه که وقتی که ترانه شعر زیادی داره برای گفتن حرف زیادی داره،آهنگساز باید هر چقدر میتونه روده درازی نکنه توی شروع آهنگ ، برای اینکه داستان گفتنی زیاده باید وقت رو بزاره برای ترانه سُرا تا این حرفا توسط خواننده گفته شه و برای همین هم است اگر متوجه شده باشین صدام کردی یک شروع سه ثانیه ای  داره یا چهار ثانیه ای داره وبلافاصله ابی وارد خوندن میشه که  من همین کار رو کردم ودلیل دوم  ماجيلِیشن  اینه که وقتی که دوباره دیدم ترانه درازه شما بعد یه سه دقیقه ای  دیگه شنونده رو گوشش رو پر کردی با اشعار و همه ي این گفته هایی که خواننده باید بگه،پس یه تنوعی لازم داره؛این گام عوض کردن یا همون مودلاسیون کمک میکنه یک طراوت دیگه یک نفس دیگه ای به شنونده میدی که از آهنگ خسته نشه.برای اینه که شما حتی تو آهنگ پل  گوگوش و  واروژان عزیز که با آقای جنتی هم کار کردن این آهنگ رو اگه توجه کرده باشین، همون چهار میزان اول ملودی داریم بعد خواننده شروع به خوندن میکنه،اونم از آهنگهایی که واقعاً

ترانهء بسیار درازی داره و گفتنی های زیاد.

 

آرش: میتونید یک عبارت در مورده صدای ابی بگید؟

  

شوبرت: جادوئی«همراه با خنده». صدایی جادوئی

 

آرش: اگه قرار باشه برای ابی عزيز یه لقب انتخاب کنید چیه؟

 

شوبرت: دوست داشتنی ترین،فکر میکنم بهترین لقبی که میتونی به ابی بدی؛ برای اینکه از کوچیک و بزرگ، از تمام سنین و تمامی قشرها وکسانی که اصلاً ایرونی ها رو نمیشناسن،به اصطلاح امریکاییها و

اروپایی که دوستان بنده هستند،سیاه پوستایی که اصلاً تو عمرشون موزیک ایرونی نشنیدن،وقتی که

موزیک ابی رو شنیدن یا من ازشون کمکی می گرفتم چه از مهندسین صدای لاس وگاس چه همینجوری

با رفیقام وقتی بودم،می گفتن کار جدید چیکار کردی،اونام آهنگسازن و بالاخره موزیسینهای خوبی هستن وقتی میذاشتم،بسیار بسیار مات و مبهوت بودن توی نحوه ي اجرا ونحوه ي احساس و بیان و رنج صدای ابی و فکر میکنم دوست داشتنی آدم اونیکه همه دوسش داشته باشن.من نمی خوام از این لقبهای مصنوعی و مسخره ي هنری بدم که،نمیدونم پرنده ي آهنین بال وصدایی بالاتر از صدا واوج واینا ولی خیلی راحت و دوستانه بهتون بگم که دوست داشتنی ترین شخصیت و دوست داشتنی ترین خواننده اونیکه همه بپذیرنش و هم دوسش داشته باشن که فکر میکنم ابی یکی از اونهاست.

 

آرش: شوبرت جان میکسر این آلبوم کیه؟     کار خوده شماست؟

 

شوبرت: میکسش که كار خوده بندست با اینجینییری که کار کردم،چون که یه میکس برای من مینیمم دوروز کار داره که روز اول که شروع به کار میکنیم سعی میکنم اینجینییر رو بذارم تمام کارها رو انجام بده، تمام تمیز کاریاش رو انجام بده،آخر سر که میرسه به بالانس کردن صداها وشروع کردن به نوشتن و من هم نمیدونم آشنا هستید یا نه، یعنی توسط کامپیوتر تصمیم میگیری که کجا چه سازی رو چقدر بیاره بالا بعد بیاره پائین؛ به این جاها که میرسید و اِدیت کردن صداهای ابی که مطمئنم توی سی دی ناقص و سی دی کامل به وضوح معلومه کارایی رو که من روی صدای ابی کردم، این اِفکتهایی که زیباتر میکنه صدا رو، اونجاست که روز دوم میکس و من وارد کار میشم که بالاخره اون میکس رو انجام میدم. ولی کارهای اولیه رو دوست دارم اینجینییرها کار کنن مخصوصاً که دوست دارم ایرونی نباشنه و من رازی ترم که ایرونی نباشه برای اینکه: تحت تأثیر شعر قرار نمیگیرن، وقتی که ایرونی نیستن تحت تأثیر کلام وصدای خواننده یا چه جوری تحریر داده قرار نمیگیرن و بیشتر حواسشون به فرکانسهایی که امکان داره گوش رو اذیت کنن و سعی میکنن این فرکانسها رو فیلتر کنن وتمیز کنن؛ کلاً همیشه نتیجه ي بهتری گرفتم با غیر ایرانی برای میکس فقط.

 

آرش: آيا از این کار رازی بودی؟

 

شوبرت: بسیار رازی بودم،اگه رازی نبودم هیچ موقع نمی گذاشتم آلبوم به دست آونگ برسه.

 

آرش: شوبرت جان به نظر خودت آیا سقف کار هنریت با ابی بوده در بین خواننده های ایرانی؟

 

شوبرت: بله بله بله«با تأکید زیادی»بالاترین کارائی که دوست داشتم انجام بدم با ابی انجام دادم.

 

آرش: بسيار عالي در انتها بسیار از شما تشکر میکنم که اجازه دادید این سؤالها رو ازتون بپرسم و از طرف همه ي بچه ها  و طرفداران ابی عزيز که از من خواستن به شما سلام میرسونم و از شما تشکر میکنم به خاطر این آلبوم و خسته نباشید میگم.

 

شوبرت: مرسی آرش جان. خواهش میکنم سلام من رو به تمام دوستان برسون این صدای من هم که به گوششون میرسه و امیدوارم همیشه سلامت باشن و تبریک بهشون میگم بابت خوانندشون که نشانگر فهم وشعور و بالاخره سلیقه ي خوب این شنونده هاست به اونها تبریک میگم به تو هم تبریک میگم که اینقدر زحمت میکشی برای ابی و طرفدارانش با فرصت خوبی که دادی.  من همیشه سايت شما رو ویزیت میکنم.

وشرمندم که وقت من خیلی راحت نبود برای  پیدا کردن یک وقت مناسب برای هر دوی ما و شما

بسیار سعی کردی با من ارتباط  بگیری تا مصاحبه کنیم ولی من وقتم نامناسب بود.

مطمئن باش که ابی عزیز هم این وب سايت رو چک خواهد کرد و این مصاحبه رو خواهد شنید

و من هم حتماً وقتی دوباره دراستودیو برای دیدار ابی ،همدیگر رو ببینیم، حتماً مطمئن مي شم که این

مصاحبه رو بشنون و برای چندمین بار هم وب سايت رو ویزیت کنن و موفقیت خوبی رو هم برای شما

آرزو میکنم.

 

آرش: خیلی ممنون. بسیار عالی بود و با توجه به کار زیادی که شما داشتید و دارید، بالاخره به قول خوده ابی که میگه:همیشه آهنگساز خوب سرش شلوغ.

ولی باز هم وقت گذاشتید تا این مصاحبه رو انجام بدیم

 

شوبرت: قربونتون برم.از شما و از طرفداران و از خوده ابی هم تشکر میکنم که با وقت من ساختید وخوشحالم که خدا این شانس رو داد که ابی بتونه تحمل این رو داشته باشه که با من کار کنه و من هم انشالله که تونسته باشم انتظارات طرفداران ابی رو رسیده باشم به لِوِلی که با کارایی که دادم،رازی باشن.

قربون تو برم آرش جان.

 

آرش: از پوياي عزيز به خاطر تايپ اين مصاحبه تشكر مخصوص مي كنم.

 

(آرش و پویا)           حسرت پرواز                                               

 

                                          


                      

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 12:5  توسط آرش و پویا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM